تبليغاتX
ماهی سیاهه
فریاد زیر آب . تا به حال نه گوشی را خراشیده و نه خاطری را آزرده است

شما میدانید که نوع بشر به قول جوان ها بعضی وقتها  "جوّ گیر" میشود.

مثلا   کسی اول خودش شرافت خودش را لکه د ار میکند و بعد  برای دفاع از شرافتش دوئل می کند . و یا اینکه شمشیر برمی کشد و جوی خون راه می اندازد که فلان کس در فلان جا گفته است  که زبانم لال  کره اسب چنگیز خان یابو است . و یا اینکه میگوید من ،دماغ عقابی، که بوی گلاب میدهم از دماغ پهن ها ئی  که بوی عود میدهند با هزار دلیل بیولوژیکی و تاریخی برترم  و گوزم  خوش صدا تراست .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ماهی سیاه در ساعت 2:50 | لینک  | 

خدایان عامیانه  زمینی *

بحث خدا و شیطان قدیمی ترین بحث تاریخ است وتوسط روشنفکران ،به معنی دقیق کلمه ،خلق شده و توسط عوام  کاربردی و اقتصادی شده . وقی میگویم روشنفکر منظورم گروه یا قشر خاصی از جامعه نیست . هر فردی می تواند برای لختی روشنفکر باشد و ساعتی بعد بتا بر ضروریات شغلی، حرفه ای ، گروهی ویا مکتبی عامی شود و از حق طبیعی استتار استفاده کند . بقول مسعود بهنود آن مادری که یک شب مهتابی شیفته ماه میشود و بی مهابا غار را ترک میکند و دیگر هیچ وقت باز  نمیگردد شاید اولین روشنفکر یا هنرمندی بود که قوانین اسستار را رعایت نکرد ( نقل به مضمون است).


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ماهی سیاه در ساعت 0:45 | لینک  | 

روز آزادی من *

 

آن روز هم مثل روزهای دیگر بود . بی هیچ کم و کاست .  به جز خاری که وسط سم  دست چپم را  زخم کرده بود و باعث شده بود که کمی بلنگم  و زنگوله ام صدای عجیبی بدهد ،همه چیز مثل روزهای دیگر بود . از دور ستون های چاه آب را  که دیدم عطشم چند برابر شد و سعی کردم بزهای دیگر را جلو بزنم و خودم را زودتر به آب برسانم ، که درد دستم مانع شد .  سرم پایین بود و به روزهای فکر میکردم که هنوز اخته نشده بودم و بوی بزهای ماده سرمستم میکرد و باعث میشد که تشنگی را فراموش کنم .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ماهی سیاه در ساعت 12:0 | لینک  |