شما میدانید که نوع بشر به قول جوان ها بعضی وقتها "جوّ گیر" میشود.
مثلا کسی اول خودش شرافت خودش را لکه د ار میکند و بعد برای دفاع از شرافتش دوئل می کند . و یا اینکه شمشیر برمی کشد و جوی خون راه می اندازد که فلان کس در فلان جا گفته است که زبانم لال کره اسب چنگیز خان یابو است . و یا اینکه میگوید من ،دماغ عقابی، که بوی گلاب میدهم از دماغ پهن ها ئی که بوی عود میدهند با هزار دلیل بیولوژیکی و تاریخی برترم و گوزم خوش صدا تراست .
ادامه مطلب
خدایان عامیانه زمینی *
بحث خدا و شیطان قدیمی ترین بحث تاریخ است وتوسط روشنفکران ،به معنی دقیق کلمه ،خلق شده و توسط عوام کاربردی و اقتصادی شده . وقی میگویم روشنفکر منظورم گروه یا قشر خاصی از جامعه نیست . هر فردی می تواند برای لختی روشنفکر باشد و ساعتی بعد بتا بر ضروریات شغلی، حرفه ای ، گروهی ویا مکتبی عامی شود و از حق طبیعی استتار استفاده کند . بقول مسعود بهنود آن مادری که یک شب مهتابی شیفته ماه میشود و بی مهابا غار را ترک میکند و دیگر هیچ وقت باز نمیگردد شاید اولین روشنفکر یا هنرمندی بود که قوانین اسستار را رعایت نکرد ( نقل به مضمون است).
ادامه مطلب
روز آزادی من *
آن روز هم مثل روزهای دیگر بود . بی هیچ کم و کاست . به جز خاری که وسط سم دست چپم را زخم کرده بود و باعث شده بود که کمی بلنگم و زنگوله ام صدای عجیبی بدهد ،همه چیز مثل روزهای دیگر بود . از دور ستون های چاه آب را که دیدم عطشم چند برابر شد و سعی کردم بزهای دیگر را جلو بزنم و خودم را زودتر به آب برسانم ، که درد دستم مانع شد . سرم پایین بود و به روزهای فکر میکردم که هنوز اخته نشده بودم و بوی بزهای ماده سرمستم میکرد و باعث میشد که تشنگی را فراموش کنم .
ادامه مطلب
